آخرین ارسال های انجمن

 

+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    مدیرسایت admin آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2010
    نوشته ها
    545

    تنبیه زن و خشونت نسبت به او

    چرا در اسلام و قرآن اجازة كتك زدن زن و خشونت نسبت به او، بهمرد داده شده است؟

    چرا حقّ كتك زدن را در صورت نشوز و نافرماني مرد به زن نداده است؟


    محور بحث در پاسخ به اين پرسش، آيات 34 و 35 سورة مباركة نساء است.


    والّلاتي تَخافُون نُشوزَ هُنَّ فعِظو هُنَّ واهجُرو هُنَّ فيِ المضاجِعِ و اضْرِبوهُنَّ فان أطعَنَكُم فَلا تَبغُوا عليهِنَّ سَبيلا إنّ اللّه كانَ عَليّا كَبيرا*

    وَ إِن خِفتُم شِقاقَ بينِهِما فابَعثُوا حَكَماً من أهلهِ و حَكما من أهلِها إِنْ يُريدا إِصلاحاً يوفّقِ اللّه بينَهما إِنّ اللّه كان عَليماً خَبيرا.

    و آن زنان را كه از نافرمانيشان (در رابطة زناشويي) بيم داريد، اندرز دهيد و (اگر مؤثر واقع نشد) از خوابگاهشان دوري كنيد و (سپس اگر هيچ راهي جز شدت عمل نبود) آنان را بزنيد. اگر فرمانبرداري كردند، پس ديگر راه بيداد پيش مگيريد كه خدا والاي بزرگ است*

    و اگر از جدايي ميان آن دو (زن وشوهر) بيم داريد پس داوري از خانوادة آن (شوهر) و داوري از خانوادة آن (زن) تعيين كنيد (تا به كار آنان رسيدگي كنند). اگر اين دو داور تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك ميكند زيرا خداوند دانا وآگاه است.


    برخي گمان كرده اند كه آية كريمه به مردان اجازه داده به محض آنكه تحريك شدند و زن به هر علّتي از همكاري جنسي و غير آن امتناع كرد، دست به خشونت بزنند، حال آنكه اين آيات به نكات بسيار دقيقي اشاره دارند.


    قبل از هر چيز بايد توجه داشت كه اسلام و قرآن در موارد متعدّدي توصيه به رفتار نيكو و پسنديده با ساير انسانها و مؤمنين و خصوصاً زنان مينمايد.


    در معاشرت با زن در امر نفقه و لباس و ساير مسائل زندگي حتي در هنگام طلاق و جدايي، دستور به رفتار «معروف» ميدهد.[1]


    ديني كه برخورد زشت و ناپسند را حتّي با دشمنان اسلام اجازه نميدهد،[2]قهراً به هيچ وجه خشونت و ستم را نسبت به همسر و شريك زندگي، نميپسندد.


    در مورد آيه نخست بايد ديد كه نشوز و نافرماني جنسي چيست. نشوز به صرف بروز يك حالت رواني زودگذر مثل قهر يا عصبانيّت موقّت زن، صدق نميكند، بلكه لغتشناسان آن را به كينه توزي، ستم ورزيدن، جفا و عصيان معني كرده اند. [3]


    اگر زني در اثر اختلالات جنسي يا بيماري و... از زناشويي امتناع كند، بيشك بايد توسّط پزشك معالجه گردد و اين نشوز محسوب نميشود.

    همخوابي نبايد ضرري به بدن زن وارد كند، ولي اگر زن هيچ عذر پزشكي و غير آن ندارد و بيدليل، نسبت به نياز و حق مشروع شوهر خود، لجاجت ميكند كه باعث مفاسدي از جمله ظلم به شوهر و عصبانيت وي ميشود، در اينجا اگر نشوز درحريم خانه با تأديبات جزئي قابل اصلاح نباشد و ناشي از انتقامجويي و باعث اختلاف شديد باشد، شوهر بايد بدون توسّل به زور، به حاكم و دادگاه رجوع كند تا حاكم با تشخيص وضع رواني طرفين و مصالح خانواده، داوري كند و حكم جدايي را اجرا نمايد، ولي اگر نافرماني، نوعي انتقامجويي خفيف و تلاش زن براي درهم شكستن شخصيت مرد و توهين به اوست، در اينجا آيه ميفرمايد: «فعِظوهنَّ»، در وهلة نخست پند و اندرز دهيد، چه بسا همين باعث شود كه دوباره زندگي زناشويي در مسير اصلي خود قرار گيرد.[4]


    سخن لَيِّن و نرم و از روي مهرباني و خيرخواهي يا براساس منطق و انصاف در بسياري مواقع كارگشا و مؤثر است. امّا اگر اين راه مفيد نبود، نوبت به«وَاهجُرُوهُنّ في المضاجع»ميرسد با توجه به روحيّه حسّاس و عاطفي زن، توصيه ميكند كه موقّتاً قهر و دوري كنيد و از بستر كناره گيري نماييد.


    اين اظهار نارضايتي شايد مؤثر واقع شود، ضمن اينكه سبب خاموشي خشم و به فراموشي سپردن اسباب ناخشنودي ميگردد. البته اين روش نبايد در رفتار والدين با فرزندان و ديگران اثر نامناسب بگذارد. دوري در رختخواب هم نبايد ظالمانه باشد، امام باقر(ع) ميفرمايد: در همان بستر، پشتش را به زن كند. [5]


    در مرتبه سوم اگر مشكل حل نشد و لجاجت و سركشي ادامه پيدا كرد، نوبت به تأديب ميرسد. «وَاضْرِبُوهُنّ»اين زدن نشانة هشداري ملايم است. مرد بدون وارد كردن جراحت و صدمه به زن ـ كه موجب ديه و ضمان و قصاص شود ـ به او اعلان اعتراض ميكند.

    اگر لجاجت باز هم ادامه يافت، كار را به دادگاه و حاكم شرع واگذار كند. در روايتي از امام باقر(ع) زدن به ضرب بامسواك تفسير شده است.[6]

    همانطور كه ملاحظه ميكنيد، ائمه(ع) كه مفسّرحقيقي قرآن هستند، حدود «هجر» و «ضرب» را مشخص ميفرمايند تا موجب تعدّي و سوء استفادة افراد نشود.


    [1] .
    بقره (2): 231، 232، 233.

    [2] .
    فصلنامة كتاب نقد، ش 12، ص 47 و 46.

    [3] .
    در فرهنگ جامع نوين آمده: نـَشَـزتِ المرأة بِزوجِها نُشوزاً: ناسازگاري كرد زن با شوهر و به خشم آورد. در مفردات راغب آمده است كه نشوز زن يعني بغض و كينة او نسبت به همسرش و بازداشتن خودش از اطاعت شوهر.

    [4] .
    فصلنامة كتاب نقد، ش 12، ص 265 و 264.

    [5] .
    تفسير مجمع البيان، ذيل آيه 34 سورة نساء؛ سيد محمدحسين طباطبايي: الميزان في تفسير القرآن، ج 4، ص 371.

    [6] .
    سيد محمدحسين طباطبايي: الميزان في تفسير القرآن، ج 3، ص 371، منقول از: مجمع البيان.

  2. #2
    مدیرسایت admin آواتار ها
    تاریخ عضویت
    May 2010
    نوشته ها
    545
    مسأله تأديب و ضرب بعد از نصيحت و ترك معاشرت و تنبيه رواني مطرح ميشود. در چنين حالي اگر باز هم همسر تمكين نكرد، شوهر تنها سه راه پيشرو دارد:[1]


    أ. ادامة زندگي مشترك و محروميت از طبيعيترين حق خود كه اين راه نه مطلوب است و نه عادتاً ممكن.

    ب. جدايي از اين زن و ازدواج با زني ديگر كه مستلزم طلاق و از هم پاشيدن خانواده و توابع سوء ديگر است.

    ج. تأديب بدني به عنوان آخرين راه.


    به‎نظر ميرسد كه راه سوم، با رعايت شرايط قانوني كمترين پيامدها را بهدنبال دارد. اين اختلاف زناشويي و امر خصوصي كه با شرم و اختفاء ملازم است، نبايد در همان مراحل ابتدايي به سرعت به دادگاه عمومي كشيده شود و آبروي زن و مرد به خطر افتد، بلكه ابتدا بايد تلاش كرد كه در خانه حل شود.


    اين حكم در مسير تعديل زن و اصلاح حقناشناسي و استبداد زن و اجراي عدالت است و نبايد خود، ابزار سوء استفادة مرد، در جهت ظلم به زن باشد.

    فقيه بزرگي چون صاحب جواهر فتوي ميدهد كه اين امور (قهر و جدايي در بستر و ضرب) مخصوص موردي است كه زن بي هيچ عذري، از اداي حقّ زناشويي امتناع كند و شامل ساير امور نميشود و مرد در هيچ موردي حق اعمال زور ندارد و در صورت لزوم بايد به حاكم رجوع كند. [2]


    هيچ فقيهي اعمال خشونت و صدمه و خسارت به زن ناشزه را جائز ندانسته و مسلّم است كه منظور از «اَضْرِبُوهُنَّ» جواز كتك زدن و شكنجه و خشونت برعليه زن نيست، بلكه صرفاً هشدار و اعتراضي به زن وظيفه نشناس و در جهت مصلحت طرفين است، نه اشباع حسّ انتقامجويي كه فقهاي بزرگي چون شهيد ثاني صاحب شرح لمعه آن را صريحاً حرام دانستهاند. [3]


    كتك زدن و مصدوم كردن زن يك جرم و فعل حرام است؛ لذا فقها ضرب را مشروط به آن كردهاند كه منجر به هيچگونه جراحت و صدمه يا خونريزي نباشد زيرا موجب ديه ميشود.


    پيامبر(ص) ميفرمايد: چگونه كسي زنش را ميزند، حال آنكه سپس با او هماغوش ميشود؟![4]


    همانطور كه قبلاً گذشت، اجراي سه راه حل تدريجي، مشروط به احتمال تأثير است و اگر مرد از ابتدا مطمئن باشد كه اين چارهها اثري در رفتار زن ندارد و او تصميم خود را گرفته، طبق آية 35 سورة نساء بايد داوري را به حكميّت معتمدين دو طرف سپرد.


    از توضيحات گذشته معلوم ميشود كه اين حكم اسلام بيش از آن كه ترويج ضرب و خشونت باشد، در حقيقت عامل كنترلي است براي رفتار تند مردان، چرا كه مرد بهدليل قدرت بدني بيشتر و تسلّط بر زن ـ خصوصاً اگر بهخواست خود نرسد ـ قهراً در برخي موارد متوسّل به اينگونه اعمال ميشود ـ بنابراين بايد بهنحوي اين احساس كنترل شود.


    نكتة ديگر آن كه اين ضرب در وضعيتي صورت ميگيرد كه به جز طلاق راهي براي احقاق حق مرد باقي نمانده است و مسلّما «ضرب» بهتر از طلاق است.


    امّا راجع به ناسازگاري مرد، آية 128سورة نساء حقّ زن را لحاظ كرده است.[5] ناسازگاري مرد و بي ميلي جنسي وي اگر طبيعي و ناشي از بيماري، مشكل يا موانع غيرارادي باشد، تخلّف نيست و زن بايد به مرد كمك كند تا در او ترميم رواني و جسمي صورت گيرد و مرد نيز بايد در معالجة خود بكوشد تا حقّ زن را اداء كند، ولي اگر از سر توهين و آزار زن و اشباع حسّ انتقام جويي و ديگر صفات پست، چنين كند، مجرم است و اسلام با هر جرمي مخالف است و مرد با شكايت زن، توسط حاكم شرع تنبيه خواهد شد.


    در اينجا راهحلهاي قبلي يعني جدايي در بستر و زدن خفيف جهت هشدار به مرد، مكفي نيست. اساساً روحيات جنسي و وضعيت رواني و بدني زن و مرد متفاوت است و عامليت يكي و پذيرش ديگري، دو موقعيّت جنسي و رواني متفاوت را ايجاد ميكند و لذا امتناع جنسي مرد و زن نميتواند دو حكم يكسان داشته باشد.


    ضمناً با توجه به وضعيت جسمي و قواي زن اجازة ضرب به زن داده نشده است. اگر به زنان نيز گفته ميشد «واضرِبوهم» عملاًچنين حكمي بهخاطر ضعف بدني زن قابل اجرا نبود و أحياناً به زد و خورد شديد منجر ميشد و تأثيري هم در مرد نميگذاشت.


    در نهايت يادآوري ميشود كه ضرب مذكور در آيه چنانكه گذشت ـ با توجه به شرايط و حدود ضرب ـ در واقع بيشتر اعلان تنفر و مخالفت عملي است تا تنبيه بدني، ضمناً جای این پرسش هم نمیماند که كتك زدن در هر صورت و به هر شكلي زشت است، چرا كه در جاي خود و در بحث حسن و قبح آمده است كه زدن اگر مصداق ظلم و تعدّي باشد، از باب ظلم بودن، زشت است، امّا اگر زدن براي جلوگيري از ظلم و تعدّي و زشتي باشد، ديگر ناپسند نخواهد بود. [6]



    [1] . محمدتقي مصباح يزدي: معارف قرآن، درس 211، حقوق و سياست در قرآن كريم، منتشر نشده.

    [2] . محمدحسن نجفي: جواهر الكلام في شرح شرايع الاسلام، ج 31، ص 320.

    [3] . همان، ص 207.

    [4] . حرّ عاملي: وسائل الشيعة، ج 14، ص 119؛ سيدمحمد حسين طباطبايي: الميزان في تفسير القرآن، ج 4، ص 373.

    [5] . «و اگز زني، از طغيان و سركشي يا اعراض شوهرش، بيم داشته باشد، مانعي ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد، از پاره‎اي از حقوق خود، به خاطر صلح، صرف‎نظر نمايد) و صلح، بهتر است».

    [6] . براي مطالعة بيش‎تر ر.ك به: مقالة «استاد جعفري و شخصيت اسلامي زن» و مقالة «خشونت عليه زنان» در فصلنامة كتاب نقد، ش 12.

  3. #3
    Realtyhat
    Guest

    Chesterfield Sofa or even private) present

    This post Chesterfield Sofa features a listing to help you choose the best motor insurance quote on-line. On the subject of discovering the right automobile insurance quotation, having all of your ducks within a short period http://community.joomla.org will let you save time along with funds. Trying to find the correct vehicle insurance could be daunting. You want to be sure you might be sufficiently insured, however you also desire to make certain you just aren't having to pay too much. And when you're purchasing on the internet, you could possibly be bombarded by means of approximately dozens of different insurance companies, just about all fighting to your Chesterfield Sofa Chesterfield Sofa enterprise. This post comes with a list that will help you choose the best car insurance policy on the web quotes. In terms of determining the right car insurance policy quotation, having your geese in a row will assist you to save time period and also money. Ascertain the needs you have. You need to verify just what coverage is required with the area your house is in. Most Chesterfield Sofa providers (federal government or even exclusive) produce motor insurance that may be outlined with a strict framework of provincial or maybe talk about laws. As you move the essential http://www.w3.org car insurance is actually outlined Chesterfield Sofa by these kinds of laws, there are still quite a few options obtainable in terms of coverage restricts, deductibles along with optionally available insurance -- this is why premiums consist of one car owner to another.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
تمامي حقوق اين سايت متعلق به
کانون اندیشه جوان مي باشد